2021-07-23

رهـــــائــــی

کارگران جهان متحد شویم!

مناظره با جناب خر

روزی به رهی مرا گذر بود
 از خر تو نگو که چون گهر بود
گفتم که جناب در چه حالی
گفتم که بیا خری رها کن
گفتا که برو مرا رها کن
خر صاحب عقل و هوش باشد
 نه ظلم به دیگری نمودیم
راضی چو به رزق خویش بودیم
دیدی تو خری کُشد خری را؟
دیدی تو خری که کم فروشد ؟
دیدی تو خری که رشوه خوار است؟
دیدی تو خری شکسته پیمان؟
دیدی تو خری حریف جوید؟
دیدی تو خری که در زمانه؟
یا آنکه خری ز روی تزویر
هرگز تو شنیده ای که یک خر؟
 خر دور ز قیل و قال باشد
خر معدن معرفت کمال است
 تزویر و ریا و مکر و حیله
 دیدم سخنش همه متین است
 گفتم که ز آدمی سری تو
 بنشستم و آرزو نمودم
ای کاش که قانون خریت 
خوابیده به ره جناب خر بود
چون صاحب دانش و هنر بود
 فرمود که وضع باشد عالی
آدم شو و بعد از این صفاکن
زخم تن خویش را دوا کن
دور از عمل وحوش باشد
نه اهل ریا و مکر بودیم
از سفرۀ کس نان نه ربودیم

یا آنکه برد ز تن سری را؟
یا بهر فریب خلق کوشد ؟
یا بر خر دیگری سوار است؟
یا آنکه ز دیگری برد نان؟
یا مرده و زنده باد گوید؟
خرهای دیگر پی اش روانه
خرهای دیگر کشد به زنجیر؟
با زور و فریب گشته سرور
نارو زدنش محال باشد
غیر از خریت ز خر محال است
منسوخ شدست در طویله
فرمایش او همه یقین است
هرچند به دید ما خری تو
بر خالق خویش رو نمودم
جاری بشود به هر ولایت